السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

219

تفسير الميزان ( فارسي )

عطيه اى است از ناحيه او ، نه اينكه حقى باشد از مرزوق به عهده او . از اينجا روشن مىگردد كه هر انسانى كه با حرام روزى مىخورد ، سهمى و رزقى از حلال دارد ، براى اينكه ساحت مقدس خداى تعالى منزه از آنست كه رزق انسان را حقى ثابت بر عهده خود بكند ، آن گاه از مسير حرام او را روزى دهد ، و در عين حال او را از خوردن حرام نهى هم بكند ، و در آخرت عقاب هم بفرمايد . توضيح اين مطلب به بيانى ديگر اين است كه ، رزق همانطور كه گفتيم عطيه اى است الهى ، و چون چنين است پس رزق رحمتى است از خداى بر خلق و همانطور كه رحمت دو قسم است : اول : رحمت عمومى كه شامل همه خلق مىشود ، چه مؤمن و چه كافر ، چه متقى و چه فاجر ، چه انسان و چه غير انسان . دوم : رحمت خاصه كه در طريق سعادت انسان صرف مىشود ، نظير ايمان و تقوا ، و بهشت ، رزق خدا هم دو قسم است : يكى رزق عمومى كه عطيه عامه الهى است ، و تمامى روزىخواران را در بقاى هستى امداد مىكند ، و قسم دوم آن رزق خاص است كه در مجراى حلال واقع مىشود . و همانطور كه رحمت عمومى خدا و رزق عموميش به حكم آيه : « وَخَلَقَ كُلَّ شَيْءٍ فَقَدَّرَه تَقْدِيراً » « 1 » مكتوب و مقدر است ، همچنين رحمت خاصه و رزق خاص او نيز مكتوب و مقدر است ، و همانطور كه هدايت - كه يكى از رحمتهاى خاصه است - مكتوب و مقدر در تشريع است ، و براى هر انسانى ( چه مؤمن و چه كافر ) نوشته شده و به همين جهت براى همه ارسال رسل و انزال كتب نموده و فرموده : « وَما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ ، ما أُرِيدُ مِنْهُمْ مِنْ رِزْقٍ وَما أُرِيدُ أَنْ يُطْعِمُونِ ، إِنَّ اللَّه هُوَ الرَّزَّاقُ ذُو الْقُوَّةِ الْمَتِينُ » « 2 » . و نيز فرموده : « وَقَضى رَبُّكَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِيَّاه » « 3 » و در نتيجه عبادت كه خود محتاج هدايت خدا است از نظر تشريع مقدر است . همچنين رزق خاص يعنى رزق از مجراى حلال هم مقدر است ، هم چنان كه قرآن

--> ( 1 ) فرقان آيه 2 . ( 2 ) من جن و انس را نيافريدم مگر براى اينكه عبادتم كنند ، نه مىخواهم مرا روزى دهند ، و نه طعامم دهند ، چون كه خدا رزاق و داراى نيرويى متين است ( سوره ذاريات آيه 58 ) . ( 3 ) خدا - به حسب تشريع چنين قضا رانده كه جز او را نپرستيد ( سوره اسراء آيه 23 ) .